بررسی قاعده سیزدهم « ملت عشق »
- Baset Orfani

- Feb 23, 2025
- 3 min read

قاعده سیزدهم:
در دنیای ما تعداد کسانی که خود را درویش و صوفی می دانند از ستاره ها بیشتر است و آنها فقط درویش نما هستند. مرشد واقعی کسی است که ما را به واکاوی دنیای درونمان راهنمایی کند نه به دنبال جمع کردن شاگرد و مرید پروری .
قاعده سیزدهم ملت عشق یکی از آن جملاتی است که لایههای عمیقی از معنا را در خود جای داده و خواننده را به تأمل وامیدارد. در این قاعده، نویسنده بهطور مستقیم به تفاوت میان حقیقت و تظاهر در مسیر عرفان اشاره میکند. او با لحنی صریح و منتقدانه بیان میکند که در دنیای امروز، تعداد افرادی که خود را صوفی و درویش میدانند از تعداد ستارگان آسمان بیشتر شده، اما بسیاری از آنان چیزی جز درویشنما نیستند. این جمله از همان ابتدا، با اغراقی شاعرانه، خواننده را با واقعیتی تلخ مواجه میکند؛ اینکه بسیاری از کسانی که دم از سلوک معنوی میزنند، تنها به ظواهر توجه دارند و از حقیقت راه بیبهرهاند.
اما اوج زیبایی این قاعده در جمله دوم آن است، جایی که معیار یک مرشد واقعی را مشخص میکند. نویسنده با تأکیدی آشکار، مرشدی را که در پی جمعآوری شاگرد و مریدپروری است، نفی میکند و بر این نکته پای میفشارد که یک راهنمای حقیقی کسی است که انسان را به درون خویش رهنمون سازد، نه اینکه او را در زنجیر وابستگی نگه دارد. این بخش از قاعده، خواننده را به یک چالش فکری دعوت میکند: آیا کسی که ادعای هدایت دارد، واقعاً در مسیر روشنایی گام برمیدارد یا تنها به دنبال افزایش نفوذ خود است؟
در طول تاریخ، همیشه میان حقیقت و تظاهر، تفاوتی عمیق وجود داشته است. بسیاری از کسانی که لباس درویشی بر تن کردهاند، در اصل چیزی جز بازیگران صحنهی تصوف نبودهاند. آنها به جای اینکه آینهای برای انعکاس حقیقت باشند، خود را در مرکز توجه قرار دادهاند و پیروانی گرد آوردهاند که بدون اندیشیدن، تسلیم گفتههایشان شدهاند. اما مرشد حقیقی، کسی نیست که خود را محور حقیقت بداند. او همچون شمعی است که مسیر را روشن میکند، اما اجازه میدهد که هرکس راه خود را بیابد.
در این قاعده، مرز میان سلوک حقیقی و تظاهر آشکار میشود. حقیقت، همیشه در سکوت و فروتنی نهفته است، نه در نمایش و ادعا. کسی که واقعاً به حقیقت رسیده باشد، دیگر نیازی به تبلیغ خویش ندارد. او دیگر در پی آن نیست که مریدان را گرد خود جمع کند، بلکه آنها را تشویق میکند که به جای تکیه بر دیگران، راه را درون خود بجویند. عشق الهی، سلوکی فردی است که هرکس باید آن را در درون خویش بیابد، نه در سایهی فردی دیگر.
این قاعده، خواننده را به تفکر وامیدارد که در مسیر معنویت، چه کسی را باید دنبال کرد؟ آیا کسی که پرهیاهو خود را مرشد مینامد، واقعاً راه را میداند؟ یا آنکه در سکوت و بیادعایی، درون خود را واکاوی کرده و به دیگران نیز کمک میکند تا همین مسیر را در خود بیابند؟ پاسخ، همانگونه که در این قاعده نهفته است، در درون هر فرد است، جایی که حقیقت، بدون نیاز به نمایش و تبلیغ، در سکوت خودنمایی میکند.
بنگاه انتشاراتی فراز
فراز، آیینهدار فرهنگ و هنر
برای ارسال مقالات و آثار علمی خود با هدف انتشار در نشریات فراز، خواهشمندیم با آدرسهای زیر تماس بگیرید.
با ما به تماس شوید:
امیدواریم که از خواندن این مطلب لذت و بهره کافی را برده باشید. خوشحال میشویم نظرات و پشنهادات خود را در مورد مطلب فوق در بخش دیدگاهها با ما بهاشتراک بگذارید.




Comments