تحلیل قاعده بیست و هشتم « ملت عشق »
- Baset Orfani

- Mar 14, 2025
- 2 min read

قاعده بیست و هشتم: گذشته مهی است که روی ذهنمان را پوشانده. آینده نیز پس پرده خیال است. نه آیندهمان مشخص است، نه گذشتهمان را میتوانیم عوض کنیم. صوفی همیشه حقیقت زمان حال را در مییابد.
این قاعده، یکی از عمیقترین اصول صوفیانه را بیان میکند: تمرکز بر لحظهی حال. در نگاه صوفیان، گذشته همچون مهی است که ذهن را در بر گرفته و آینده چیزی جز خیالی نامشخص نیست. این تفکر برخاسته از این باور است که گذشته، هرچند که بر ما تأثیر گذاشته، دیگر قابل تغییر نیست و غرق شدن در آن تنها باعث حسرت و اندوه میشود. از سوی دیگر، آینده نیز به دلیل نامعلوم بودن، نگرانی و اضطراب به همراه دارد. بنابراین، بهترین راه زیستن، پذیرش حقیقت حال است؛ لحظهای که در آن قرار داریم و تنها چیزی است که واقعاً در اختیار ماست.
در ملت عشق، این قاعده در مسیر سلوک عرفانی شخصیتها، بهویژه شمس تبریزی و تأثیر او بر مولانا، بازتاب مییابد. شمس به مولانا میآموزد که تنها راه رسیدن به حقیقت، زیستن در لحظهی اکنون است. این نگرش در برابر ذهنیتی قرار میگیرد که یا در حسرت گذشته گرفتار است، یا در ترس از آینده زندگی میکند. در واقع، درک و پذیرش لحظهی حال، نوعی رهایی از وابستگیهای دنیوی و محدودیتهای ذهنی است که مانع از درک حقیقت میشود.
این قاعده، نهتنها در عرفان، بلکه در فلسفههای شرقی مانند بودیسم و همچنین در روانشناسی مدرن نیز تأییدی دوباره یافته است. مفاهیمی مانند ذهنآگاهی (mindfulness)، که در دنیای امروز برای کاهش اضطراب و یافتن آرامش تبلیغ میشوند، در اصل همان آموزهی صوفیان دربارهی توجه به زمان حال و پذیرش آن است.
در نهایت، این قاعده دعوتی است به ترک پشیمانیهای بیثمر گذشته و نگرانیهای بیپایان آینده، و بهجای آن، در آغوش گرفتن لحظهی کنونی، که تنها واقعیتی است که حقیقتاً در اختیار ما قرار دارد.
بنگاه انتشاراتی فراز
فراز، آیینهدار فرهنگ و هنر
برای ارسال مقالات و آثار علمی خود با هدف انتشار در نشریات فراز، خواهشمندیم با آدرسهای زیر تماس بگیرید.
با ما به تماس شوید:
امیدواریم که از خواندن این مطلب لذت و بهره کافی را برده باشید. خوشحال میشویم نظرات و پشنهادات خود را در مورد مطلب فوق در بخش دیدگاهها با ما بهاشتراک بگذارید.




Comments