خلاصهی رمان «کاکه شش پر و دخترشاه پریان» نوشتهای رهنورد زریاب
- Feb 21
- 2 min read

«کاکه شش پر و دختر شاه پریان» رمانی است که زریاب در آن سبک «ریالیسم جادویی» را تجربه کرده و به موضوعات روز، جزئی و از همه مهمتر، به زندگی و هستی پرداخته است. از مزیت این رمان، پرداختن به فلسفه زندگی است، موردی که در بقیه آثار زریاب کم بهچشم میخورد. زریاب در این رمان بهطور حکیمانه به فلسفه زندهگی و هستی، به تجربهزیستی و به آینده پرداخته و پیشگوییهایی در قالب گفتوگوهای حکیمانه ارائه کرده است. از دیگر مزیت آن تلفیق بومیگرایی و مدرنیته و تلفیق فلسفه، تاریخ، خیال و اسطوره باادبیات داستانی است.
کاکه شش پر، در زمان پادشاهی امیر حبیبالله خان که لقب «سراجالملت و الدین» را هم گرفته، کاکه نامدار شهر کابل است. زن و مرد و پیر و جوان و کودک کابل، او را میشناسند. کاکه شش پر مرد مهربان است و تلاش میکند عملگرا باشد، صادق باشد، دست و دل باز داشته باشد و همواره کاری بکند که دلی را شاد بسازد.و اما شبی، در گل باغ کابل، پرندهای در زندهگی او راه پیدا میکند؛ این پرنده خود را «دختر شاه پریان» معرفی میکند و با آمدن اش زندهگی کاکه را یکسره، دگرگون میسازد. پر و بال این پرنده شگفت و زیبا، رنگهای رنگین کمان را دارند و بر سرش، تاج کوچک هفت پری است-مانند رنگین کمان. دم دراز و دلفریبش نیز، به رنگ رنگین کمان است: سرخ، زرد، بنفش، آبی و… کاکه باپرنده آشنا میشود و آن را باخود به خانه میآورد.چند تنی به مادر او میگویند که این پرنده، زندهگی کاکه شش پر را تباه خواهد کرد؛ اما او خودش، پرنده را همچون آیتی رحمت میداند که زندهگیاش را رنگ و غنا بخشیده است. پرنده سخت خردمند است؛ مانند آدمیان سخن میگوید، راز میبافد و از بسیار چیزها آگاهی دارد. در نهایت، کاکه شش پر مرید او میگردد. یک روز پرنده از ترس حاکم و سختی روزگار کاکه شش پر را تنها میگذارد و به پشت کوه قاف میرود؛ مدتی بعد کاکه از دنبال پرنده راهی میشود و سرانجام، پرنده را در خود پیدا میکند و در آن محو میشود.
فراز، آیینهدار فرهنگ و هنر!
Follow us:




Comments