راز بزرگ نویسنده ها – ۴. هاروکی موراکامی
- Baset Orfani

- Mar 31, 2025
- 3 min read

تصور کن هر روز صبح، درست در لحظاتی که شهر هنوز در آغوش خواب است، مردی با آرامش از خواب بیدار میشود، قهوهای برای خودش میریزد، پشت میز مینشیند و بیوقفه شروع به نوشتن میکند. پنج ساعت غرق در کلمات، در دنیایی که از ذهنش بیرون میتراود و کمکم روی کاغذ جان میگیرد. بعد، وقتی که خورشید کمکم بالا میآید، او کفشهای دویدنش را میپوشد و ده کیلومتر میدود، گویی که در حال فرار از یک داستان است یا شاید در حال تعقیب ایدهای که هنوز به دام نیفتاده. این مرد کسی نیست جز هاروکی موراکامی، نویسندهای که آثارش مثل یک خواب عجیب، واقعی و غیرواقعی را در هم میآمیزند.
اما چطور شد که این نویسندهی محبوب و اسرارآمیز با این سبک زندگی منحصربهفرد، پا به دنیای ادبیات گذاشت؟ راز پشت موفقیت و خلاقیت بیپایانش چیست؟
از عطر قهوه تا جوهر کلمات؛ آغاز داستان موراکامی
قبل از اینکه موراکامی به یکی از پرفروشترین نویسندگان جهان تبدیل شود، او صاحب یک کافهی کوچک و صمیمی در توکیو بود. نام آن را "پیتربکت" گذاشته بود، جایی که شبها مملو از موسیقی جَز، عطر قهوه و گفتوگوهای آرام مشتریانی بود که شاید هرگز نمیدانستند مردی که برایشان قهوه سرو میکند، روزی نویسندهای جهانی خواهد شد.
موراکامی همیشه عاشق موسیقی بود. خودش میگوید که وقتی جوان بود، بیش از هر چیز میخواست یک کافه داشته باشد، جایی که بتواند تمام روز در آن بنشیند، به موسیقی مورد علاقهاش گوش دهد و زندگی را همانطور که هست، لمس کند. اما سرنوشت برای او برنامهی دیگری داشت.
لحظهای که زندگیاش تغییر کرد
موراکامی بارها گفته که دقیقاً به یاد دارد چه لحظهای تصمیم گرفت نویسنده شود. سال ۱۹۷۸ بود، یک بعدازظهر معمولی در استادیوم بیسبال جینگوی توکیو، جایی که او برای تماشای بازی تیم مورد علاقهاش رفته بود. در یکی از ضربات، وقتی توپ از زمین پرتاب شد، ناگهان فکری مثل یک جرقه در ذهنش روشن شد: من میتوانم یک رمان بنویسم!
او نمیدانست این ایده از کجا آمده، اما همان شب، وقتی به خانه برگشت، شروع به نوشتن کرد. روزها مشغول کار در کافهاش بود، اما شبها، وقتی مشتریها میرفتند و خیابانها ساکت میشدند، روی اولین رمانش کار میکرد. این آغاز مسیری بود که او را به نویسندهای تبدیل کرد که امروز همه میشناسند.
نظم و ریاضت؛ فرمول مخفی موراکامی
یکی از رازهای موفقیت موراکامی، نظم افسانهای و انضباط سختگیرانهی اوست. برخلاف تصویر کلیشهای از نویسندههایی که شبها تا دیروقت بیدار میمانند و در میان شلوغی و هیاهو کار میکنند، موراکامی زندگیاش را با دقتی بینظیر برنامهریزی کرده است.
✅ صبحها ساعت ۴ از خواب بیدار میشود.
✅ پنج تا شش ساعت بیوقفه مینویسد.
✅ ده کیلومتر میدود یا ۱۵۰۰ متر شنا میکند.
✅ بعد از ظهرها کتاب میخواند و به موسیقی گوش میدهد.
✅ ساعت ۹ شب به رختخواب میرود.
او معتقد است که خلاقیت نیاز به ریاضت دارد. ذهن انسان مانند عضلهای است که باید آن را تمرین داد. اگر هر روز در یک ساعت مشخص بنویسی، مغز تو یاد میگیرد که در همان لحظات بهترین ایدهها را ارائه دهد. اگر هر روز ورزش کنی، انرژی و تمرکز تو به طرز معجزهآسایی افزایش پیدا میکند.
موراکامی دربارهی دویدن، که بخش جداییناپذیری از زندگیاش است، میگوید:
"نویسندگی یک کار فیزیکی است. وقتی ده کیلومتر میدوم، دارم خودم را برای ساعتهای طولانی نوشتن آماده میکنم."
دنیای موراکامی؛ بین خواب و بیداری
شاید دلیل اینکه آثار موراکامی چنین حس خاصی دارند، همین سبک زندگی او باشد. شخصیتهای داستانهایش اغلب آدمهایی تنها هستند که زندگیشان در هالهای از رمز و راز پیچیده شده است. آنها در جهانی زندگی میکنند که گاهی واقعی است و گاهی شبیه یک خواب عجیب و سورئال.
خواندن کتابهایش مثل سرک کشیدن به ذهن یک رویاپرداز است؛ کسی که بین نظم و بینظمی، بین واقعیت و خیال، بین موسیقی و سکوت در نوسان است. شاید اگر او هر روز اینگونه زندگی نمیکرد، داستانهایش هم چنین اثری بر ما نمیگذاشتند.
موراکامی راز خاصی ندارد، جز انضباط، خلاقیت و عشق به داستانگویی. او ثابت کرده که نوشتن فقط الهام نیست، بلکه یک کار سخت و منظم است. اگر میخواهی نویسنده باشی، باید هر روز بنویسی، باید بدوی، باید ذهن و بدنت را در هماهنگی کامل نگه داری.
پس دفعهی بعد که ساعت ۴ صبح بیدار شدی و احساس کردی دنیای اطرافت هنوز در خواب است، به این فکر کن که در آن لحظه، موراکامی قلم به دست گرفته و در حال نوشتن است...
بنگاه انتشاراتی فراز
فراز، آیینهدار فرهنگ و هنر!
نشانی کتابخانه رایگان فراز: www.faraaaz.com/shop
نشانی کتابخانه صوتی فراز: www.faraaaz.com/bookstore
امیدواریم از خواندن این مطلب لذت و بهره کافی را برده باشد.
منتظر نظریات شما در بخش دیدگاه هستیم.




Comments