راز بزرگ نویسنده ها – ۵. چارلز دیکنز
- Baset Orfani

- Apr 2, 2025
- 3 min read

چارلز دیکنز، نویسندهی بزرگ قرن نوزدهم، نه تنها با آثار درخشان و شخصیتهای جاودانهاش شناخته میشود، بلکه سبک زندگی عجیب و عادتهای نامعمولش نیز او را به چهرهای اسرارآمیز تبدیل کردهاند. نویسندهی الیور توئیست، آرزوهای بزرگ و داستان دو شهر، کسی که با قلمش تصویر دقیقی از جامعهی ویکتوریایی ترسیم کرد، رازهایی داشت که شاید کمتر کسی به آنها توجه کرده باشد. دو عادت خاص در زندگی او برجستهتر از سایرین بودند: یکی اینکه شبها با قطبنما میخوابید و دیگری، عادت به قدمزدنهای طولانی شبانه در خیابانهای لندن، گاه تا ۳۰ کیلومتر در یک شب. این عادات چه معنایی داشتند؟ چرا دیکنز چنین سبک زندگی خاصی را دنبال میکرد؟
قطبنمای کنار تخت – وسواسی عجیب یا روشی برای خلاقیت؟
یکی از رازهای زندگی دیکنز، عادت عجیب او به قرار دادن یک قطبنما کنار تختخوابش بود. اما این تنها بخشی از ماجرا بود—او همیشه سر خود را رو به شمال میگذاشت تا بخوابد. دیکنز اعتقاد داشت که این کار به تمرکز ذهن، بهبود کیفیت خواب و افزایش خلاقیتش کمک میکند. او باور داشت که نیروی مغناطیسی زمین تأثیری مستقیم بر سلامت جسم و روان انسان دارد و اگر سرش را در جهت شمال قرار دهد، بهتر خواهد خوابید و ذهنش آرامتر خواهد شد.
این باور شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد، اما بسیاری از روانشناسان و محققان امروزی، ارتباطی میان جهتگیری هنگام خواب و کیفیت آن پیدا کردهاند. برخی معتقدند که دیکنز، به دلیل فعالیتهای ذهنی شدید و نبوغ خارقالعادهاش، به آرامشی نیاز داشت که تنها با این روش خاص به دست میآمد. برخی دیگر هم بر این باورند که این وسواس خاص، بخشی از شخصیت پیچیده و حساس دیکنز بود که او را به نویسندهای بزرگ تبدیل کرده بود.
قدمزدنهای شبانه در لندن – جستوجوی ایدهها در تاریکی
اگر امروزه نویسندگان برای الهامگرفتن در کافیشاپها مینشینند یا در طبیعت قدم میزنند، دیکنز راهی کاملاً متفاوت برای یافتن ایدههای تازه داشت. او شبها، هنگامی که شهر لندن در سکوت فرو میرفت، کفشهایش را میپوشید و ساعتها در خیابانهای تاریک قدم میزد. گاهی این قدمزدنها تا ۳۰ کیلومتر طول میکشید. دیکنز در کوچهپسکوچههای لندن پرسه میزد، به زندگی مردم فقیر، کارگران، ولگردها و حتی جنایتکاران نگاه میکرد و جزئیات آنها را در ذهنش ثبت میکرد.
این عادت شبگردیهای طولانی، نه تنها برای تفکر و الهام گرفتن از زندگی واقعی مردم بود، بلکه راهی برای رهایی از بیقراری ذهنیاش نیز محسوب میشد. او از نوعی بیخوابی و ناآرامی ذهنی رنج میبرد و راهحل او برای مقابله با این مشکل، پیادهرویهای طولانی در تاریکی بود.
دیکنز در این پیادهرویها، همزمان مشاهدهگر و تحلیلگر بود. خیابانهای لندن، فقر، ثروت، بیعدالتی، جنایت، مهگرفتگی و زرقوبرق اشرافزادهها—همهی اینها منبع الهامی شدند که بعدها در آثارش بهشکل زنده و ملموسی تجسم یافتند. بسیاری از صحنههایی که او در رمانهایش خلق کرده، بهطور مستقیم از آنچه در این پیادهرویها دیده، نشأت گرفتهاند.
تأثیر این عادات بر نویسندگی دیکنز
این دو عادت—خوابیدن با قطبنما و شبگردیهای طولانی—نه فقط جنبهی شخصی زندگی دیکنز بودند، بلکه تأثیر مستقیمی بر سبک نویسندگی او گذاشتند. شخصیتهای داستانهایش، مثل فاگین در الیور توئیست یا اسکروج در سرود کریسمس، بهقدری زنده و ملموس هستند که گویی آنها را در دنیای واقعی دیده است—و شاید واقعاً چنین هم بوده باشد.
قدمزدن در خیابانهای لندن به او این امکان را داد که شخصیتهایش را از نزدیک ببیند، دیالوگهایشان را بشنود، نگرانیهایشان را لمس کند و دنیای آنها را به تصویر بکشد. به همین دلیل، داستانهای دیکنز نه تنها تخیلی، بلکه بازتابی واقعی از زندگی در لندن آن دوران هستند.
از سوی دیگر، توجه وسواسگونهی او به قطبنما و آرامش ذهنیاش، نشان از دقت و نظم ذهنی فوقالعادهی او داشت. دیکنز یکی از پرکارترین نویسندگان زمان خود بود و توانایی نوشتن حجم عظیمی از داستانها را داشت—چیزی که بدون یک ذهن متمرکز و منظم ممکن نبود.
رازهای دیکنز، کلیدی برای درک نبوغ او
هر نویسندهای سبک خاص خود را برای الهام گرفتن دارد، اما دیکنز، بهعنوان یکی از بزرگترین رماننویسان تاریخ، روشهایی را برگزیده بود که او را از دیگران متمایز میکرد. شاید قطبنما کنار تختش به او آرامش میداد، و شاید قدمزدن در خیابانهای تاریک لندن او را با واقعیتهای زندگی مردم پیوند میداد. اما چیزی که مسلم است، این است که همین عادتها، او را به یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان ادبیات انگلیسی تبدیل کردند.
او نهتنها داستانهایی خواندنی خلق کرد، بلکه تصویری جاودانه از دورهی ویکتوریایی ارائه داد—دورهای که در آثارش، همزمان تاریک، پررنج، سرشار از فقر، اما همچنان پر از امید و انسانیت بود. شاید راز واقعی دیکنز نه در قطبنما و نه در شبگردیهایش، بلکه در توانایی خارقالعادهاش برای مشاهدهی زندگی و بازآفرینی آن در داستانهایش نهفته باشد.
بنگاه انتشاراتی فراز
فراز، آیینهدار فرهنگ و هنر!
نشانی کتابخانه رایگان فراز: www.faraaaz.com/shop
نشانی کتابخانه صوتی فراز: www.faraaaz.com/bookstore
امیدواریم از خواندن این مطلب لذت و بهره کافی را برده باشد.
منتظر نظریات شما در بخش دیدگاه هستیم.




Comments