top of page

راز های بزرگ نویسندگان – ۱. ارنست همینگوی

  • Writer: Baset Orfani
    Baset Orfani
  • Mar 28, 2025
  • 4 min read

ارنست همینگوی، یکی از مشهورترین نویسندگان قرن بیستم، سبک و شیوه‌ی خاصی در زندگی و نوشتن داشت که او را از دیگر نویسندگان متمایز می‌کرد. در میان عادت‌های عجیب و منحصر‌به‌فرد او، دو نکته‌ی جالب وجود دارد که کمتر کسی از آن‌ها بی‌خبر است: ایستاده نوشتن و راننده‌ی آمبولانس بودن در جنگ جهانی اول. این دو ویژگی، هرچند در نگاه اول ممکن است بی‌ارتباط به نظر برسند، اما هرکدام بخشی از راز بزرگ همینگوی در نویسندگی و نگاه او به زندگی بودند.

 

چرا همینگوی ایستاده می‌نوشت؟

ارنست همینگوی برخلاف بسیاری از نویسندگان که پشت میز می‌نشینند و ساعت‌ها قلم یا ماشین‌تحریر را روی کاغذ می‌لغزانند، ترجیح می‌داد ایستاده بنویسد. او برای این کار، میز تحریر خاصی داشت که روی آن یک تخته قرار می‌داد و یادداشت‌هایش را به‌صورت ایستاده می‌نوشت. در مراحل اولیه‌ی کار، او با مداد روی کاغذ می‌نوشت و بعد، نسخه‌ی نهایی را با ماشین‌تحریر تایپ می‌کرد.

 

اما چرا این کار را انجام می‌داد؟ چند دلیل برای این عادت وجود دارد:

 

حفظ انرژی و تمرکز – همینگوی اعتقاد داشت که ایستاده نوشتن، باعث افزایش هوشیاری و تمرکز او می‌شود. برخلاف نشستن طولانی که ممکن است خسته‌کننده باشد، ایستادن به او کمک می‌کرد تا جریان فکرش را تیز و روان نگه دارد.

 

مبارزه با تنبلی و رخوت – همینگوی فردی ماجراجو و پرانرژی بود. او از بی‌تحرکی و سکون بیزار بود و معتقد بود که نشستن طولانی می‌تواند ذهن را کسل کند. ایستاده نوشتن به او این احساس را می‌داد که همچنان فعال است.

 

مسائل پزشکی – او در سال‌های آخر عمرش از مشکلات جسمانی متعددی رنج می‌برد، از جمله دردهای ناشی از جراحات قدیمی. ایستاده نوشتن به کاهش فشار روی کمر و بدنش کمک می‌کرد.

 

این شیوه‌ی نوشتن، تأثیر مهمی بر سبک داستان‌نویسی او نیز داشت. نثر همینگوی ساده، کوتاه، قاطع و پرانرژی است؛ دقیقاً مانند حالتی که در هنگام ایستادن و نوشتن تجربه می‌کرد. جمله‌های او مانند گلوله‌های تپانچه، کوتاه و تأثیرگذارند، و شاید بخشی از این ویژگی به همان روش خاص نوشتنش بازمی‌گردد.

 

همینگوی در جنگ جهانی اول: راننده‌ی آمبولانس

یکی دیگر از تجربیات مهم زندگی همینگوی که تأثیر عمیقی بر نوشته‌هایش گذاشت، حضور او در جنگ جهانی اول بود. در سال ۱۹۱۸، زمانی که تنها ۱۸ سال داشت، داوطلب شد تا به‌عنوان راننده‌ی آمبولانس صلیب سرخ در جبهه‌ی ایتالیا خدمت کند. او مستقیماً در میدان جنگ قرار نداشت، اما وظیفه‌اش حمل مجروحان، امدادرسانی به سربازان و انتقال مردگان از میدان نبرد بود.

 

در همین دوران، او با نزدیک‌ترین شکل ممکن با واقعیت تلخ جنگ روبه‌رو شد. خون، درد، مرگ و رنج را از نزدیک لمس کرد و این تجربه بر روحیه‌ی او تأثیر عمیقی گذاشت. اما نقطه‌ی عطف زندگی‌اش زمانی بود که خودش در جنگ به‌شدت زخمی شد. در حالی که در حال توزیع شکلات و سیگار بین سربازان بود، خمپاره‌ای در نزدیکی او منفجر شد و بیش از ۲۰۰ ترکش به بدنش اصابت کرد. بااین‌حال، او با وجود جراحات سنگین، جان یکی از سربازان را نجات داد.

 

این حادثه باعث شد که همینگوی در بیمارستان بستری شود و دوران بهبودی را در شهر میلان بگذراند. در همین دوره، او عاشق پرستاری به نام اگنس فون کورووسکی شد، اما این عشق نافرجام ماند و اگنس او را ترک کرد. شکست عشقی و تجربه‌ی جنگ، ترکیبی از درد، رنج و واقع‌بینی را در ذهن همینگوی شکل داد که بعدها در رمان‌های معروفش، به‌ویژه وداع با اسلحه، بازتاب یافت.

 

پیوند میان این دو راز: جنگ و نوشتن

اما چه ارتباطی میان ایستاده نوشتن و تجربه‌ی جنگی او وجود دارد؟ واقعیت این است که همینگوی پس از تجربه‌ی جنگ، به زندگی نگاهی کاملاً متفاوت داشت. او فهمید که زندگی چیزی جز یک نبرد دائمی نیست و برای زنده ماندن باید همیشه آماده بود. او نمی‌توانست خود را در قالب نویسنده‌ای بنشیند که در گوشه‌ای آرام، روی کاغذ خیال‌بافی کند. بلکه می‌خواست نوشتن را به یک مبارزه تبدیل کند، همان‌طور که در میدان جنگ برای بقا تلاش کرده بود.

 

ایستاده نوشتن، برای او نوعی حالت جنگیدن بود. او در برابر کاغذ می‌ایستاد، مانند سربازی که در برابر دشمن ایستاده است. این عادت، بازتابی از روحیه‌ی او بود؛ روحیه‌ی کسی که جنگ را دیده، مرگ را لمس کرده و می‌داند که هر لحظه ممکن است پایان همه‌چیز باشد. بنابراین، نمی‌توانست نوشتن را به‌عنوان یک کار معمولی ببیند، بلکه آن را به نبردی تبدیل کرد که باید در آن پیروز می‌شد.

 

ارنست همینگوی در طول زندگی‌اش، همیشه بین جنگ و نوشتن در رفت‌وآمد بود. او بارها به مناطق جنگی سفر کرد، از جنگ داخلی اسپانیا تا جنگ جهانی دوم. برای او، زندگی چیزی جز تجربه‌ی مستقیم و لمس واقعیت نبود. جنگ او را به نویسنده‌ای بزرگ تبدیل کرد و روش نوشتنش، بازتابی از همان تجربیات بود.

 

در نهایت، راز بزرگ همینگوی نه‌تنها در نحوه‌ی نوشتنش، بلکه در شیوه‌ی زندگی کردنش نهفته بود. او کسی بود که نه‌تنها درباره‌ی زندگی نوشت، بلکه آن را با تمام وجود تجربه کرد.

 

بنگاه انتشاراتی فراز

فراز، آیینه‌دار فرهنگ و هنر!

 

نشانی کتابخانه رایگان فراز: www.faraaaz.com/shop

نشانی کتابخانه صوتی فراز: www.faraaaz.com/bookstore

 

امیدواریم از خواندن این مطلب لذت و بهره کافی را برده باشد.

منتظر نظریات شما در بخش دیدگاه هستیم.

 

 
 
 

Comments

Rated 0 out of 5 stars.
No ratings yet

Add a rating
bottom of page