top of page

ماریا هارتونگ: زنی که الهام‌بخش آنا کارنینا شد

  • Writer: Baset Orfani
    Baset Orfani
  • Mar 29, 2025
  • 4 min read

رمان آنا کارنینا شاهکار جاودانه‌ی لئو تولستوی است—داستانی عمیق، تراژیک و روان‌شناختی که زندگی زنی اشرافی را روایت می‌کند که در تلاقی عشق، وظیفه و قضاوت اجتماعی، به سرنوشتی غم‌انگیز دچار می‌شود. اما نکته‌ی جالب و کمتر شناخته‌شده درباره‌ی این شخصیت آن است که آنا کارنینا تنها زاده‌ی تخیل تولستوی نبود؛ بلکه او با الهام از ماریا هارتونگ، دختر شاعر بزرگ روسیه، الکساندر پوشکین، این شخصیت را خلق کرد.

 

اما ماریا هارتونگ که بود؟ چرا تولستوی او را به‌عنوان الگوی شخصیت آنا برگزید؟ چه ویژگی‌هایی از زندگی او در سرنوشت غم‌انگیز آنا انعکاس یافت؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها، باید عمیق‌تر به زندگی ماریا و رابطه‌ی پیچیده‌ی او با تولستوی و جامعه‌ی روسیه‌ی قرن نوزدهم بپردازیم.

 

ماریا هارتونگ: دختری در سایه‌ی یک شاعر افسانه‌ای

ماریا الکساندرونا هارتونگ در سال ۱۸۳۲ به دنیا آمد. او دختر بزرگ الکساندر پوشکین، شاعر ملی روسیه، بود و در زمانی چشم به جهان گشود که پدرش در اوج شهرت و محبوبیت بود. اما این دوران خوشایند دیری نپایید. هنگامی که ماریا تنها چهار سال داشت، پدرش در یک دوئل مرگبار کشته شد—اتفاقی که سایه‌ی سنگین آن تا پایان عمر بر زندگی ماریا باقی ماند.

 

مادرش، ناتالیا گونچاروا، زنی زیبا و مورد توجه اشراف روسیه، پس از مرگ پوشکین، دوباره ازدواج کرد و خانواده‌ی او در حلقه‌ی نخبگان و درباریان باقی ماند. ماریا نیز در چنین محیطی رشد یافت و به دختری زیبا، مغرور و باهوش تبدیل شد که جذابیت خاصی داشت و توجه بسیاری را به خود جلب می‌کرد.

 

دیدار سرنوشت‌ساز ماریا هارتونگ و لئو تولستوی

لئو تولستوی برای نخستین بار ماریا هارتونگ را در دهه‌ی ۱۸۶۰ ملاقات کرد، زمانی که ماریا زنی چهل‌ساله و در اوج زیبایی و جذابیت خود بود. او در یک محفل اشرافی حضور داشت و هنگامی که وارد شد، همگان مجذوب چهره‌ی درخشان، رفتاری مغرورانه و اندوهی پنهان در نگاهش شدند.

 

تولستوی، که در آن زمان به دنبال الهامی برای شخصیت اصلی رمان جدیدش بود، فوراً تحت تأثیر ماریا قرار گرفت. او بعدها در نوشته‌های خود به این لحظه اشاره کرده و از تأثیر عمیقی که ماریا بر او گذاشته بود، سخن گفته است.

 

ماریا زیبایی‌ای خاص و اشرافی داشت؛ اما چیزی که بیش از همه توجه تولستوی را جلب کرد، نگاه غمگین و حالت چهره‌ی او بود—گویی که رازی را در خود پنهان می‌کرد. این ترکیب از شکوه، غرور، شکنندگی و اندوه، همان ویژگی‌هایی بود که بعدها در شخصیت آنا کارنینا دیده شد.

 

شباهت‌های آنا کارنینا و ماریا هارتونگ

۱. زیبایی و جذابیت افسونگر

 

ماریا مانند آنا زنی با ظاهری خیره‌کننده بود. توصیفاتی که تولستوی از آنا ارائه می‌دهد—چشمان نافذ، موهای درخشان، و صورتی با ترکیبی از وقار و غم—همگی شباهت‌هایی آشکار با توصیفات معاصران ماریا از او دارند.

 

۲. روحیه‌ی قوی اما حساس و شکننده

 

آنا کارنینا زنی است که درگیر تناقض‌های درونی است: از یک سو، او زنی مستقل و قوی به نظر می‌رسد، اما از سوی دیگر، در برابر احساسات و فشارهای اجتماعی، آسیب‌پذیری شدیدی دارد.

 

ماریا نیز زنی بود که به‌رغم برخورداری از موقعیت اجتماعی بالا، همیشه احساس اندوه و رنج درونی داشت. مرگ پدرش، زندگی پر از شایعات دربار، و مسئولیت سنگین نام "پوشکین" بر شانه‌هایش، او را به زنی پر از احساسات متناقض تبدیل کرده بود.

 

۳. تراژدی و سرنوشت تلخ

 

آنا در رمان تولستوی سرنوشتی غم‌انگیز پیدا می‌کند؛ او که نمی‌تواند بین عشق، خانواده و قضاوت جامعه تعادل برقرار کند، در نهایت خود را زیر چرخ‌های قطار می‌اندازد و به زندگی‌اش پایان می‌دهد.

 

گرچه ماریا هارتونگ به چنین سرنوشتی دچار نشد، اما زندگی‌اش هرگز آرام نبود. او تا پایان عمرش در تنهایی و اندوه زیست، هرگز نتوانست از سایه‌ی پدرش رهایی یابد و همیشه تحت فشار جامعه‌ای بود که از او انتظاراتی بیش از حد داشت.

 

چرا تولستوی از ماریا هارتونگ الهام گرفت؟

لئو تولستوی به دنبال خلق شخصیتی بود که همزمان زیبا، پیچیده، متناقض و گرفتار در دام احساسات و جامعه‌ی مردسالار باشد.

 

ماریا نماد زنی بود که در جامعه‌ی روسیه، اگرچه در ظاهر آزاد و محترم به نظر می‌رسید، اما در واقع اسیر نگاه‌های قضاوتگر و انتظارات غیرواقع‌بینانه بود. این دقیقاً همان چیزی بود که تولستوی در شخصیت آنا کارنینا به نمایش گذاشت: زنی که عشق را تجربه می‌کند اما نمی‌تواند با قوانین خشک جامعه‌ی اشرافی کنار بیاید.

 

از سوی دیگر، تولستوی همیشه به شخصیت‌های زن پیچیده و چندلایه علاقه داشت. او نمی‌خواست زنی را به تصویر بکشد که صرفاً قربانی باشد، بلکه می‌خواست زنی را نشان دهد که خود نیز در سرنوشتش نقش دارد، زنی که می‌جنگد، عاشق می‌شود، اشتباه می‌کند و در نهایت توسط جامعه طرد می‌شود.

 

نتیجه‌گیری: آیا آنا کارنینا همان ماریا هارتونگ بود؟

آنا کارنینا تصویری کاملاً دقیق از ماریا هارتونگ نبود، بلکه ترکیبی از او و زنانی بود که تولستوی در زندگی خود دیده بود. اما بی‌شک، تأثیری که ماریا بر تولستوی گذاشت، آن‌قدر عمیق بود که ردپای او در شخصیت آنا به‌وضوح دیده می‌شود.

 

آنا کارنینا تنها یک شخصیت داستانی نیست؛ او نماینده‌ی زنان بسیاری است که در جامعه‌ای پر از قیود و انتظارات زندگی می‌کنند، زنانی که بین قلب و عقل، بین عشق و وظیفه، بین فردیت و جامعه گرفتار می‌شوند.

 

و در پس این شخصیت، چهره‌ی زنی واقعی دیده می‌شود: ماریا هارتونگ، دختری که در سایه‌ی یک نابغه متولد شد، زنی که روحش پر از احساس بود، اما هرگز نتوانست به‌راستی آزاد باشد.

 

 

بنگاه انتشاراتی فراز

فراز، آیینه‌دار فرهنگ و هنر!

 

نشانی کتابخانه رایگان فراز: www.faraaaz.com/shop

نشانی کتابخانه صوتی فراز: www.faraaaz.com/bookstore

 

امیدواریم از خواندن این مطلب لذت و بهره کافی را برده باشد.

منتظر نظریات شما در بخش دیدگاه هستیم.

 
 
 

Comments

Rated 0 out of 5 stars.
No ratings yet

Add a rating
bottom of page