معرفی نمایشنامه مرگ یک فروشنده
- Baset Orfani

- Mar 14, 2025
- 3 min read

مرگ فروشنده یکی از تأثیرگذارترین و جاودانهترین نمایشنامههای قرن بیستم، اثری از آرتور میلر، روایتگر سرنوشت تلخ ویلی لومن، مردی است که زندگیاش را وقف رویای آمریکایی کرده اما در نهایت در چنگال شکست و ناامیدی گرفتار میشود. این نمایشنامه که در سال ۱۹۴۹ برای اولین بار به صحنه رفت، تصویری تلخ از جامعهای را به نمایش میگذارد که موفقیت را تنها در گرو ثروت و مقام میداند و برای کسانی که از این مسیر جا میمانند، رحم و شفقتی ندارد.
داستان دربارهی ویلی لومن، فروشندهای سالخورده و خسته است که بیش از سه دهه از عمرش را در جادهها گذرانده، با این باور که لبخند زدن، محبوب بودن و داشتن روابط خوب با دیگران، کلید موفقیت است. اما حالا در آستانهی پیری، وقتی که دیگر انرژی و توانایی سابق را ندارد، درمییابد که تمام باورهایش سراب بودهاند. شرکتش دیگر به او نیازی ندارد، درآمدش ناچیز است و قرضهایش بیش از حد تحمل شدهاند. فرزندانش، بخصوص بیف که روزگاری امید اصلی او برای موفقیت بود، به آرزوهای او پاسخ ندادهاند و زندگیشان سرشار از شکست و سردرگمی است. همسرش لیندا، زنی صبور و فداکار، تمام تلاش خود را میکند تا او را آرام کند، اما نمیتواند در برابر شکسته شدن روح ویلی کاری انجام دهد.
روایت داستان میان گذشته و حال در نوسان است؛ خاطرات ویلی با واقعیت در هم میآمیزد و مرز میان آنچه رخ داده و آنچه او آرزو داشته اتفاق بیفتد، محو میشود. در ذهن ویلی، دوران گذشته دورانی طلایی است، زمانی که فرزندانش او را تحسین میکردند و آیندهی درخشانی در انتظارشان بود. او مدام به روزهایی بازمیگردد که با افتخار دربارهی موفقیتهای بیف صحبت میکرد، اما در همان زمان، حقیقتی تلخ را پنهان کرده بود: خیانتی که باعث شد پسرش برای همیشه احترامش را نسبت به او از دست بدهد.
بیف که زمانی ستارهی فوتبال دبیرستان بود، هرگز نتوانست به جایگاهی که پدرش برای او تصور کرده بود، برسد. او که از دروغهای ویلی خسته شده، تلاش میکند تا او را متوجه واقعیت کند، اما ویلی از پذیرش حقیقت عاجز است. در نقطهای از داستان، بیف با خشم فریاد میزند که او و پدرش هردو "آدمهای معمولی" هستند و هرگز قرار نبوده که بزرگ و مهم شوند، اما این حقیقت برای ویلی غیرقابل قبول است. او همچنان باور دارد که اگر مردی محبوب باشد، موفقیت خودبهخود به سراغش خواهد آمد.
در نهایت، ویلی که دیگر راهی برای نجات خود نمیبیند، تصمیم میگیرد که با خودکشی، حداقل با بیمهی عمرش چیزی برای خانوادهاش به جا بگذارد. در صحنهی پایانی، پس از مرگ او، پسرانش و همسرش بر سر مزارش ایستادهاند. بیف، برخلاف برادرش هپی که هنوز به رؤیای پدرش باور دارد، درمییابد که زندگی بر اساس توهم و دروغ، سرنوشتی جز نابودی ندارد. لیندا، در حالی که با غم و اندوه میگوید که حالا "دیگر آزاد هستند"، به سوی آیندهای نامعلوم قدم برمیدارد.
مرگ فروشنده چیزی فراتر از داستان یک مرد شکستخورده است؛ این نمایشنامه تصویری از جامعهای است که افرادش را با وعدهی موفقیت فریب میدهد اما در نهایت، آنها را به حال خودشان رها میکند. میلر با نثری قدرتمند و دیالوگهایی عمیق، سرنوشت نسلی را به تصویر میکشد که تمام زندگی خود را وقف رسیدن به رؤیایی کردند که در نهایت، چیزی جز یک سراب نبود. نمایشنامهای که هنوز هم، با گذشت دههها، همچنان زنده و تأثیرگذار است و مخاطبان را به بازاندیشی دربارهی ارزشهای واقعی زندگی و معنای حقیقی موفقیت و شکست وامیدارد.
بنگاه انتشاراتی فراز
فراز، آیینهدار فرهنگ و هنر
برای ارسال مقالات و آثار علمی خود با هدف انتشار در نشریات فراز، خواهشمندیم با آدرسهای زیر تماس بگیرید.
با ما به تماس شوید:
امیدواریم که از خواندن این مطلب لذت و بهره کافی را برده باشید. خوشحال میشویم نظرات و پشنهادات خود را در مورد مطلب فوق در بخش دیدگاهها با ما بهاشتراک بگذارید.




Comments