top of page

« کشتارگاه شماره پنج » شاهکار ونه گات

  • Writer: Baset Orfani
    Baset Orfani
  • Feb 23, 2025
  • 4 min read

کورت ونه‌گات، نویسنده‌ای که به خاطر نثر طعنه‌آمیز، سیاه و در عین حال انسانی‌اش شناخته می‌شود، در رمان «کشتارگاه شماره پنج» (Slaughterhouse-Five) اثری را خلق کرده که نه‌تنها یکی از مهم‌ترین رمان‌های ضدجنگ قرن بیستم به‌شمار می‌رود، بلکه ترکیبی حیرت‌انگیز از واقعیت، خیال، طنز و تراژدی است. این کتاب، بازتاب تجربه‌ی شخصی ونه‌گات از جنگ جهانی دوم، بمباران وحشتناک درسدن و زخم‌های روانی‌ای است که او و بسیاری از سربازان آن دوران تجربه کردند. اما این اثر چیزی فراتر از یک خاطره‌ی جنگی ساده است؛ یک روایت دیوانه‌وار، سوررئال و گاه بی‌رحمانه درباره‌ی سرنوشت، اختیار، بی‌معنایی جنگ و ماهیت زمان.

 

داستان حول محور بیلی پیلگریم می‌چرخد؛ سربازی آمریکایی که در جنگ جهانی دوم به اسارت آلمانی‌ها درمی‌آید و در شهر درسدن، در میان ده‌ها اسیر دیگر، در یک سلاخ‌خانه قدیمی نگهداری می‌شود—همان «کشتارگاه شماره پنج». او شاهد یکی از مرگبارترین بمباران‌های تاریخ می‌شود، جایی که هزاران غیرنظامی در عرض چند ساعت در آتش نابود می‌شوند. اما داستان به همین سادگی نیست. ونه‌گات ساختار کلاسیک روایت را می‌شکند و با نوعی بی‌نظمی هوشمندانه، زمان را از بین می‌برد. بیلی نه‌تنها در میان خاطرات جنگی خود سرگردان است، بلکه گویی به‌طور فیزیکی در زمان سفر می‌کند. او ناگهان خود را در گذشته، آینده، در اسارت، در خانه‌ی خود پس از جنگ، و حتی در سیاره‌ای خیالی به نام ترالفامادور می‌یابد، جایی که بیگانگان او را ربوده‌اند و نگاه کاملاً متفاوتی به زمان دارند.

 

ترالفامادوری‌ها، موجوداتی بیگانه با درک چهار بعدی از زمان، به بیلی می‌آموزند که گذشته، حال و آینده همگی به‌طور همزمان وجود دارند و انسان‌ها فقط به دلیل محدودیت ادراک خود، زمان را به‌صورت خطی تجربه می‌کنند. این نگاه، مفهوم سرنوشت را تغییر می‌دهد؛ اگر همه چیز از پیش تعیین شده باشد و آینده هم‌اکنون وجود داشته باشد، پس آیا چیزی به نام اختیار وجود دارد؟ این ایده‌ی رادیکال، ستون فکری رمان است و همه‌ی جنبه‌های آن را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

 

«پس همین است که هست.» این جمله‌ی کلیدی که بارها در طول کتاب تکرار می‌شود، نشان‌دهنده‌ی نوعی پذیرش منفعلانه‌ی سرنوشت است، پذیرشی که گاهی طنزآمیز و گاهی وحشتناک به‌نظر می‌رسد. آیا این پذیرش، نوعی فرار از وحشت جنگ است؟ آیا راهی است برای کنار آمدن با پوچی دنیایی که در آن هزاران انسان بی‌دلیل بمباران و نابود می‌شوند؟ ونه‌گات، با طنز تلخ و نگاه تیزبین خود، این پرسش‌ها را در ذهن خواننده باقی می‌گذارد، بدون آنکه پاسخ قطعی‌ای ارائه دهد.

 

اما «کشتارگاه شماره پنج» صرفاً یک رمان فلسفی یا علمی‌تخیلی نیست. طنز گزنده‌ی ونه‌گات در تمام بخش‌های کتاب جریان دارد. او به شکلی کنایه‌آمیز، تمام اسطوره‌های باشکوه جنگ را به چالش می‌کشد و آن را به تصویر واقعی‌اش، یعنی مجموعه‌ای از اشتباهات، خشونت بی‌هدف و رنج بی‌پایان، فرو می‌کاهد. بیلی پیلگریم، برخلاف قهرمانان معمولی داستان‌های جنگی، نه شجاع است و نه استثنایی. او فردی بی‌دست‌وپا، سردرگم و منفعل است که نه اراده‌ای برای تغییر سرنوشت دارد و نه حتی علاقه‌ای به درک آنچه بر سرش می‌آید. او نماینده‌ی سربازانی است که نه از روی شجاعت، بلکه از سر اجبار و تصادف در جنگ گرفتار شده‌اند.

 

رمان، پر از لحظات طنز تلخ است؛ از جمله صحنه‌ای که بیلی در حال آماده شدن برای جنگ، یک کت مضحک و بزرگ‌تر از اندازه‌ی خود می‌پوشد، یا لحظه‌ای که در اردوگاه اسرا، لباس‌های عجیب‌وغریب می‌پوشد و مانند یک دلقک به‌نظر می‌رسد. این صحنه‌ها، هرچند خنده‌دار به‌نظر می‌رسند، اما واقعیت تلخی را درباره‌ی جنگ آشکار می‌کنند: جنگ چیزی جز هرج‌ومرج و حماقت نیست، جایی که آدم‌ها به دلایلی نامفهوم می‌میرند و دیگران هم فقط ناظر آن هستند.

 

یکی از قدرتمندترین بخش‌های کتاب، بمباران درسدن است. ونه‌گات که خود این واقعه را از نزدیک دیده، آن را بدون توصیف‌های قهرمانانه یا دراماتیک روایت می‌کند. درسدن، که تا آن زمان یکی از زیباترین شهرهای اروپا محسوب می‌شد، در عرض یک شب به تلی از خاکستر تبدیل می‌شود و هزاران نفر در آتش می‌سوزند. اما آنچه این بخش را تکان‌دهنده‌تر می‌کند، نحوه‌ی روایت ونه‌گات است: بی‌طرف، خالی از احساسات شدید، اما در عین حال، وحشتناک و دردناک. اینجا، خواننده به درکی عمیق از مفهوم پوچی جنگ می‌رسد.

 

ونه‌گات در این کتاب، علاوه بر حمله به جنگ، به نقد جامعه‌ی پس از جنگ نیز می‌پردازد. او جامعه‌ای را ترسیم می‌کند که در آن، بیلی پس از بازگشت از جنگ، در زندگی روزمره‌اش گم شده است. او ازدواج می‌کند، شغلی در صنعت اپتیک به‌دست می‌آورد، اما هرگز احساس واقعی بودن ندارد. او مردی است که همواره در گذشته و آینده پرسه می‌زند، اما هرگز در لحظه‌ی حال زندگی نمی‌کند. این موضوع، بازتابی از واقعیت بسیاری از سربازانی است که پس از جنگ دچار اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) می‌شوند و دیگر قادر به سازگاری با زندگی عادی نیستند.

 

«کشتارگاه شماره پنج»، همزمان یک رمان جنگی، علمی‌تخیلی، طنز تلخ و یک اثر فلسفی است. این کتاب، در سال ۱۹۶۹ منتشر شد، در بحبوحه‌ی جنگ ویتنام، و تأثیری عظیم بر جنبش‌های ضدجنگ گذاشت. ونه‌گات، با سبک ساده، نثر موجز و تکه‌تکه، و طنز گزنده‌ی خود، نه‌تنها تجربه‌ی جنگ، بلکه وضعیت انسانی را زیر سؤال می‌برد.

 

در نهایت، این کتاب، فراتر از یک داستان جنگی است. این داستانی درباره‌ی زمان، سرنوشت، پوچی، و تلاش انسان برای درک جهانی است که به‌نظر می‌رسد هیچ منطقی در آن وجود ندارد. پس همین است که هست.

 

بنگاه انتشاراتی فراز

فراز، آیینه‌دار فرهنگ و هنر

برای ارسال مقالات و آثار علمی خود با هدف انتشار در نشریات فراز، خواهشمندیم با آدرس‌های زیر تماس بگیرید.

با ما به تماس شوید:

 

 

امیدواریم که از خواندن این مطلب  لذت و بهره کافی را برده باشید. خوشحال می‌شویم نظرات و پشنهادات خود را در مورد مطلب فوق در بخش دیدگاه‌ها با ما به‌اشتراک بگذارید.

 
 
 

Comments

Rated 0 out of 5 stars.
No ratings yet

Add a rating
bottom of page