گریز از آزادی – اریک فروم
- Baset Orfani

- Apr 9, 2025
- 3 min read

کتاب گریز از آزادی، نوشتهی روانکاو و فیلسوف برجستهی آلمانی، اریک فروم، اثریست ژرف و پیچیده که در دل آشفتگیهای قرن بیستم شکل گرفته است؛ کتابی که در عین حال که ریشه در روانشناسی و فلسفه دارد، تفسیر عمیق و تاریخی از شرایط اجتماعی و سیاسی انسان مدرن ارائه میدهد. فروم در این کتاب، به یکی از پارادوکسهای بنیادین زندگی مدرن میپردازد: اینکه انسان، پس از قرنها مبارزه برای کسب آزادی، هنگامی که به آزادی نزدیک میشود، از آن میهراسد و در پی گریختن از آن است. پرسشی که او در این کتاب طرح میکند، پرسشیست دردناک و بهغایت انسانی: چرا انسان، هنگامی که از قید سلطهی بیرونی رها میشود، بهجای بهرهگیری از آزادی، به ساختن زنجیرهایی تازه میپردازد؟ چرا آزادی، که آرمان دیرین انسان بوده، بهناگاه باری سنگین و هراسی ژرف میگردد؟
فروم این مسئله را با نگاهی چندلایه واکاوی میکند. او تاریخ را میکاود، تا نشان دهد چگونه انسان در سیر گذار از قرون وسطا به دوران مدرن، از تعلقات سنتی، از ساختارهای مذهبی و سلسلهمراتبی، از پیوندهای خانوادگی و قبیلهای رهایی یافته، اما در عین حال دچار نوعی از خودبیگانگی و بیپناهی شده است. انسان قرون وسطا، اگرچه از نظر فروم در بند سنت و اقتدار بوده، اما درون آن نظم بسته، معنایی برای زندگی و هویتی مشخص داشته است. با ظهور فردگرایی و اضمحلال ساختارهای سنتی، انسان به آزادی دست یافت، اما در عین حال با نوعی «تنهایی اگزیستانسیال» و تهیشدگی مواجه شد. او از پیوندها گسست، اما به خویشتن نیز دست نیافت.
فروم نشان میدهد که این وضعیت دوگانه، یعنی آزادی از قیود بیرونی همراه با احساس بیریشگی و بیمعنایی، زمینه را برای ظهور نیروهای توتالیتر فراهم میسازد. انسان، از این تنهایی و بیمعنایی هراس دارد، و برای گریز از اضطراب حاصل از آزادی، حاضر است به هر ساختار مقتدری پناه ببرد، حتی اگر این ساختار، آزادی او را دوباره درهم بشکند. او با تیزبینی و تحلیل روانشناختی دقیق، نشان میدهد که ظهور فاشیسم در آلمان نازی، نه صرفاً نتیجهی شکست اقتصادی یا تبلیغات سیاسی، بلکه بازتاب روانشناختی عمیقی از میل انسان به گریز از آزادی و یافتن امنیت در انقیاد است. در نظر فروم، این پدیده تنها به آلمان محدود نمیشود؛ بلکه ویژگی عام بشر مدرن است، در هر کجا که انسان از آزادی حقیقی عاجز باشد.
فروم، در ادامهی مسیر تحلیل خود، سه سازوکار دفاعی را معرفی میکند که انسان برای گریز از آزادی به آنها پناه میبرد: اقتدارطلبی، ویرانگری و تسلیم در توده. اقتدارطلبی به معنای تمایل به وابستگی به قدرتی برتر است، قدرتی که مسئولیت را از دوش انسان بردارد و معنا و جهت به زندگیاش بدهد. ویرانگری، پاسخی است به درماندگی عمیق، از طریق تخریب هر آنچه تهدیدکنندهی هویت فرد است. و نهایتاً، تسلیم در توده، یعنی حذف فردیت و حلشدن در گروه، حزب یا ملت، تا بار آزادی و تنهایی را تحمل نکند. این سه مکانیسم، بازتاب بحران روانی و اجتماعی انسان در مواجهه با مسئولیت آزادیاند.
در نگاه فروم، آزادی واقعی، صرفاً رهایی از چیزی نیست، بلکه آزادی برای چیزی است؛ آزادی برای تحقق خویشتن، برای آفرینش، برای مشارکت در ساختن جهانی انسانیتر. اما این سطح از آزادی نیازمند بلوغ روانی، رشد فردی و ساختارهای اجتماعی حمایتیست. اگر این بستر فراهم نباشد، آزادی به نوعی بار غیرقابلتحمل بدل میشود. انسان، به جای آنکه از آزادی بهره بگیرد، آن را پس میزند و به سوی اربابانی تازه پناه میبرد.
گریز از آزادی اثریست که در آن روانشناسی فردی با جامعهشناسی، تاریخ و فلسفه گره خورده است. زبان آن ساده نیست، اما روشن و عمیق است؛ هر جملهاش از تأملی ژرف درباره انسان و سرنوشت او حکایت دارد. فروم، برخلاف روانکاوانی که انسان را صرفاً محصول نهادهای غریزی یا مناسبات خانوادگی میدانند، بر نقش جامعه، تاریخ و فرهنگ در شکلگیری روان انسان تأکید میگذارد. او از آزادی دفاع میکند، اما نه بهعنوان یک شعار سیاسی یا حق انتزاعی، بلکه به عنوان ضرورتی روانشناختی و هستیشناختی. برای او، انسان تنها در آزادی میتواند به خود تبدیل شود، اما این آزادی مستلزم مسئولیت، شناخت، و رشد آگاهانه است.
خواندن گریز از آزادی، مواجهه با تصویریست بیرحمانه و در عین حال امیدوارکننده از انسان؛ تصویری که نشان میدهد چگونه ممکن است در دل بزرگترین پیروزیها، شکستهایی عمیق پنهان شده باشد، و چگونه آزادی، اگر با خودآگاهی و عشق همراه نباشد، میتواند به ضد خود بدل شود. فروم، نهتنها هشدار میدهد، بلکه افق میگشاید؛ او میخواهد نشان دهد که رهایی واقعی از طریق عشق، شناخت، و مشارکت فعال در جهان ممکن است، و این، راهیست که از ترس و گریز به سوی تحقق انسانیتر بودن میانجامد. کتاب او، دعوتیست به آن راه.
بنگاه انتشاراتی فراز
فراز، آیینهدار فرهنگ و هنر!




Comments