top of page

«اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر» اثر ژان پل سارتر

  • Writer: Baset Orfani
    Baset Orfani
  • Mar 16, 2025
  • 4 min read

کتاب اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین متون فلسفی قرن بیستم محسوب می‌شود که توسط ژان پل سارتر، فیلسوف، نویسنده و نظریه‌پرداز فرانسوی، به نگارش درآمده است. این کتاب در اصل متن سخنرانی معروف سارتر در سال ۱۹۴۵ در پاریس است که پس از جنگ جهانی دوم و در بحبوحه‌ی تحولات فکری و اجتماعی عمیق منتشر شد. هدف اصلی سارتر در این کتاب، دفاع از اگزیستانسیالیسم در برابر انتقاداتی است که از سوی مارکسیست‌ها، الهی‌دانان و برخی فیلسوفان معاصر به این مکتب وارد شده بود.

 

سارتر در این اثر، اگزیستانسیالیسم را به عنوان فلسفه‌ای معرفی می‌کند که بر آزادی، مسئولیت فردی و اصالت وجود انسان تأکید دارد. او تلاش می‌کند تا نشان دهد که اگزیستانسیالیسم، برخلاف ادعاهای منتقدانش، نه به بدبینی و یأس می‌انجامد و نه بی‌اخلاقی و نیهیلیسم را ترویج می‌دهد. برعکس، این فلسفه بر مسئولیت‌پذیری فرد و نقش او در خلق معنای زندگی تأکید می‌کند.

 

سارتر کتاب را با تبیین گزاره‌ی کلیدی فلسفه‌ی خود آغاز می‌کند: "وجود مقدم بر ماهیت است". این جمله به این معناست که انسان پیش از آنکه ماهیتی از پیش تعیین‌شده داشته باشد، صرفاً هست، و در طول زندگی خود، ماهیت و معنای خویش را می‌سازد. برخلاف اشیاء و ابزارهای ساخته‌شده توسط انسان که دارای یک ماهیت از پیش تعیین‌شده‌اند، انسان ابتدا وجود دارد و سپس با تصمیم‌ها و کنش‌های خود، هویت و ارزش‌های خویش را تعیین می‌کند. این اصل، انسان را موجودی کاملاً آزاد می‌سازد که هیچ طرح از پیش تعیین‌شده‌ای از سوی خدا، طبیعت یا جامعه برای او نوشته نشده است.

 

با پذیرش این آزادی مطلق، مسئولیت نیز به طور اجتناب‌ناپذیری بر دوش انسان قرار می‌گیرد. سارتر تأکید می‌کند که هر فرد نه‌تنها مسئول سرنوشت خود، بلکه تا حدی مسئول سرنوشت کل بشریت است؛ زیرا هر انتخابی که فرد انجام می‌دهد، در واقع الگویی برای دیگران نیز فراهم می‌آورد. او در این بخش از کتاب، تصویری از انسان اگزیستانسیالیست را ترسیم می‌کند که با اضطراب و دلهره‌ی ناشی از مسئولیت انتخاب‌هایش مواجه است، اما به جای گریز از این مسئولیت، آن را به رسمیت می‌شناسد و با آن زندگی می‌کند.

 

یکی از مباحث کلیدی کتاب، مفهوم "نهاده‌شدگی" (facticity) است که به جنبه‌هایی از زندگی فرد اشاره دارد که خارج از کنترل او هستند، مانند زمان و مکان تولد، ویژگی‌های جسمانی، گذشته‌ی تاریخی و فرهنگی. با این حال، سارتر معتقد است که علی‌رغم این محدودیت‌ها، انسان همواره آزادی دارد که از میان گزینه‌های مختلف انتخاب کند و به خود شکل دهد. این ایده، نقطه‌ی تمایز اگزیستانسیالیسم سارتر با مکاتب فلسفی جبرگرایانه است که انسان را اسیر سرنوشت، طبیعت یا نیروهای اجتماعی می‌دانند.

 

در ادامه‌ی کتاب، سارتر به یکی از مهم‌ترین نقدهای مخالفان اگزیستانسیالیسم پاسخ می‌دهد، یعنی این اتهام که اگزیستانسیالیسم، فلسفه‌ای است که به فردگرایی افراطی و انزواگرایی می‌انجامد. او توضیح می‌دهد که اگزیستانسیالیسم نه تنها فرد را از جامعه جدا نمی‌کند، بلکه او را به مسئولیت‌پذیری در قبال دیگران ملزم می‌داند. از دیدگاه سارتر، هر انسانی با انتخاب‌های خود، به گونه‌ای جهانی را شکل می‌دهد که دیگران نیز در آن زندگی می‌کنند، و بنابراین هر تصمیمی که فرد اتخاذ می‌کند، نوعی پیشنهاد به کل بشر محسوب می‌شود.

 

یکی دیگر از مفاهیم کلیدی که سارتر در این کتاب مطرح می‌کند، "خودفریبی" (bad faith) است. این مفهوم به حالتی اشاره دارد که فرد، برای فرار از مسئولیت خود، وانمود می‌کند که تحت سلطه‌ی نیروهای خارجی قرار دارد و آزادی خود را انکار می‌کند. به عنوان مثال، فردی که خود را قربانی سرنوشت یا تقدیر می‌داند، در واقع در حال خودفریبی است، زیرا از پذیرش آزادی و مسئولیت خود هراس دارد. سارتر این نوع نگرش را نوعی عدم اصالت می‌داند که باعث می‌شود فرد زندگی خود را نه بر اساس انتخاب‌های واقعی، بلکه بر پایه‌ی توهمات و بهانه‌ها بگذراند. در مقابل، او از انسان می‌خواهد که با "اصالت" (authenticity) زندگی کند، یعنی مسئولیت آزادی خود را بپذیرد و بر اساس ارزش‌هایی که خود برمی‌گزیند، عمل کند.

 

بخش دیگری از کتاب به نسبت اگزیستانسیالیسم با اخلاق می‌پردازد. یکی از انتقادهای اصلی به اگزیستانسیالیسم این بود که چون این فلسفه هیچ ارزش مطلقی را به رسمیت نمی‌شناسد، پس نمی‌تواند مبنای اخلاقی داشته باشد. سارتر اما پاسخ می‌دهد که برعکس، اگزیستانسیالیسم به اخلاقی مبتنی بر انتخاب آگاهانه و مسئولانه معتقد است. از نظر او، درست است که ارزش‌های مطلق و پیشینی وجود ندارند، اما انسان باید ارزش‌های خود را انتخاب کند و نسبت به آن‌ها متعهد بماند. این تعهد، مبنای یک اخلاق اگزیستانسیالیستی است که در آن، افراد نه بر اساس دستورهای بیرونی، بلکه بر اساس وجدان و آزادی خویش رفتار می‌کنند.

 

در پایان کتاب، سارتر بار دیگر تأکید می‌کند که اگزیستانسیالیسم نه فلسفه‌ای یأس‌آور است و نه به نیهیلیسم و پوچی منجر می‌شود. بلکه برعکس، این فلسفه به انسان یادآوری می‌کند که او تنها کسی است که می‌تواند برای زندگی‌اش معنا ایجاد کند. آزادی، نه یک امتیاز، بلکه مسئولیتی سنگین است که هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد. از این منظر، اگزیستانسیالیسم به انسان‌ها الهام می‌دهد که با شجاعت و آگاهی، زندگی خود را بسازند و به ارزش‌هایی که خود برگزیده‌اند، پایبند بمانند.

 

در مجموع، اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر یکی از متون کلیدی فلسفه‌ی اگزیستانسیالیستی است که نه تنها تفکرات سارتر را به وضوح بیان می‌کند، بلکه مبنایی برای درک بهتر مفاهیمی چون آزادی، مسئولیت، اصالت، خودفریبی و اخلاق اگزیستانسیالیستی فراهم می‌آورد. این کتاب همچنان یکی از مهم‌ترین منابع برای درک اگزیستانسیالیسم و تأثیر آن بر فلسفه، ادبیات و فرهنگ معاصر محسوب می‌شود.

 

بنگاه انتشاراتی فراز

فراز، آیینه‌دار فرهنگ و هنر

برای ارسال مقالات و آثار علمی خود با هدف انتشار در نشریات فراز، خواهشمندیم با آدرس‌های زیر تماس بگیرید.

با ما به تماس شوید:

 

 

امیدواریم که از خواندن این مطلب  لذت و بهره کافی را برده باشید. خوشحال می‌شویم نظرات و پشنهادات خود را در مورد مطلب فوق در بخش دیدگاه‌ها با ما به‌اشتراک بگذارید.

 

 
 
 

Comments

Rated 0 out of 5 stars.
No ratings yet

Add a rating
bottom of page