تحلیل قاعده دوازدهم از رمان « ملت عشق »
- Baset Orfani

- Feb 22, 2025
- 2 min read

قاعده دوازدهم: عشق مانند یک سفر است وقتی وارد آن میشوید چه بخواهید چه نخواهید تغییر پیدا میکنید دگرگون میشوید.کسی تا به حال نبوده که وارد این مسیر بشود و تغییر نکند.قاعده دوازدهم از ملت عشق، همچون آیینهای است که چهرهی عشق را در آن میتوان نگریست؛ عشقی که نه ساکن است و نه بیتأثیر، بلکه سفری است که آدمی را دگرگون میکند، خواه آگاهانه در آن گام بردارد، خواه ندانسته به دام آن بیفتد.
عشق، مسیری است که بازگشتی ندارد. کسی که به راه آن قدم میگذارد، همان فردی که آغاز کرده، نخواهد ماند. عشق همچون رودخانهای است که سنگهای درون خود را میساید، شکل میدهد، نرم میکند و تغییر میبخشد. در این مسیر، فرد نهتنها با معشوق، بلکه با خویشتن خود نیز روبهرو میشود. این سفر، گاه سرشار از نور و زیبایی است، گاه پر از رنج و آشوب، اما در هر حال، دگرگونی اجتنابناپذیر است.
این قاعده، همان حقیقتی را بازگو میکند که در داستان شمس و مولانا نیز دیده میشود. مولانا، پیش از آشنایی با شمس، یک عالم سرشناس و محتاط بود، اما عشق، او را از قید و بندها آزاد کرد و به شاعری عاشق و صوفی بدل ساخت. او، پس از این سفر، همان فرد پیشین نبود.
در زندگی روزمره نیز، عشق مرزی میان بودن و شدن میکشد. کسی که عاشق میشود، دیگر نمیتواند تنها به گذشتهاش وابسته بماند؛ او تغییر میکند، رشد میکند، درک تازهای از خود و جهان به دست میآورد. این تغییر، گاه آرام و شیرین، گاه سخت و دردناک است، اما حقیقت عشق این است: کسی که وارد آن شود، دیگر همان فرد سابق نخواهد بود.
قاعده دوازدهم، یادآوری لطیفی است از قدرت عشق؛ نیرویی که نهتنها احساسات، بلکه کل وجود آدمی را تحت تأثیر قرار میدهد و او را در مسیر تازهای از کشف و دگرگونی قرار میدهد.
بنگاه انتشاراتی فراز
فراز، آیینهدار فرهنگ و هنر
برای ارسال مقالات و آثار علمی خود با هدف انتشار در نشریات فراز، خواهشمندیم با آدرسهای زیر تماس بگیرید.
با ما به تماس شوید:
امیدواریم که از خواندن این مطلب لذت و بهره کافی را برده باشید. خوشحال میشویم نظرات و پشنهادات خود را در مورد مطلب فوق در بخش دیدگاهها با ما بهاشتراک بگذارید.




Comments