top of page

دمیتری کولدارف  با اسپ تکر می‌کند

  • Writer: faraaaz2025
    faraaaz2025
  • Dec 24, 2025
  • 2 min read

 

 

 

 

«خوش‌حالی» داستان کوتاه از انتوان چخوف است که قصه‌ی شگفت‌آور و زیبایی را روایت می‌کند. این داستان از بهترین داستان‌های چخوف دانسته شده و بیان حال دمیتری کولدارف است که از هیجان نزدیک است دیوانه شود.

 

دمیتری کولدارف یک روز با روزنامه‌ی روبرو می‌شود که نامش در آن ذکر شده است. بعد با خوش‌حالی روزنامه را گرفته به‌خانه می‌رود و پدر، مادر و خواهرش را خبر می‌کند. با هیجان می‌گوید: میبینید نامم در روزنامه آمده و حالا مرا همه می‌شناسند. ــمادرش می‌پرسد: تا این وقت شب کجا بودی؟ چه ات شده؟

جواب می‌دهد: وای که نپرسید! اصلاً فکرش را نمی‌کردم! انتظارش را نداشتم! حتی … حتی باور کردنی نیست!

و ادامهمی‌دهد:

- باور نکردنی! تصورش را هم نمی‌توانید بکنید! این هاش، نگاش کنید!

  بعد برای هر کدام آن‌ها نشان می‌دهد نامش را و برای آن‌ها قصه را می‌خواند. در روزنامه نوشته شده که  دمیتری کولدارف در حالی مست بوده از کنار دکانی می‌گذرد و بعد با اسپی تکر می‌کند و به‌زمین می‌افتد. سپس توسط چند نفر برداشته می‌شود.

 

دمیتری کولدارف از شدت خوش‌حالی روزنامه را پاره پاره می‌کند و برای مادر، پدر و خواهر یک پاره را می‌دهد و چند پاره‌ی دیگرش را می‌خواهد به دوستانش ببرد و بگوید: میبینید نامم در روزنامه آمده.

 

چخوف با بیان این قصه از انسان می‌گوید. از وقتی هیجانی می‌شود یا خوش‌حال می‌گردد. هم‌چنان به‌نقد انسان می‌پردارد که دنبال شهرت است نه کار عمیق و زندگی جدی. این داستان روایت انسان هیجان زده، خوشی موقت و انسانی است که زندگی را قربانی شهرت می‌کند. انسانی که خوش دارد مطرح شود حتا با کار بد.



فراز، آیینه‌دار فرهنگ و هنر‍!



Follow us:


 
 
 

Comments

Rated 0 out of 5 stars.
No ratings yet

Add a rating
bottom of page