وو زتیان – زنی استثنایی در پهنهی تاریخ
- Baset Orfani

- Apr 17, 2025
- 5 min read

وو زتیان، زنی استثنایی در پهنهی تاریخ چین و یکی از برجستهترین چهرههای سیاسی زن در تاریخ جهان، چهرهای که در حصار سنتهای سفت و سخت پدرسالارانهی امپراتوری چین توانست جایگاهی را بهدست آورد که پیش از او هیچ زنی در آن جای ننشسته بود و پس از او نیز هیچ زنی دیگر بدان دست نیافت: عنوان «امپراتریس فرمانروا» یا به زبان چینی، Huangdi ـ جایگاهی که در انحصار مردان خاندانهای سلطنتی بود و در آن دوران، یک زن برای رسیدن به آن، نهتنها باید از هوش، درایت، سیاستورزی و اقتدار بیهمتا برخوردار میبود، بلکه میبایست بر تمامی سدهای فرهنگی، دینی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی غلبه کند. وو زتیان در این معنا نهتنها یک شخصیت تاریخی، بلکه نمادی از امکان، قدرت، پیچیدگی و ریشهدوانی ارادهی فردی در دل ساختارهای مستحکم و مردسالار تاریخ است.
زاده شده در سال ۶۲۴ میلادی در خانوادهای متمول و بافرهنگ از طبقهی اشراف تانگ، وو زتیان از همان آغاز زندگی، برخلاف عرف مرسوم، آموزشهایی در سطوحی دریافت کرد که تنها پسران درباری از آن بهرهمند بودند. او در جوانی وارد دربار امپراتور تایزونگ، دومین پادشاه دودمان تانگ، شد؛ نه در مقام یک همسر رسمی، بلکه بهعنوان یکی از زنان حرمسرا. با مرگ تایزونگ، طبق سنت رایج، باید به صومعه میرفت و باقی عمرش را در عزلت و عبادت میگذرانید، اما وو زتیان تقدیر خویش را چنین نپذیرفت. او نهتنها از صومعه رهایی یافت، بلکه به دربار امپراتور بعدی، گائوزونگ، که پسر تایزونگ و معشوق او در دورهی پیشین بود، بازگشت و به همسر رسمی و سپس «امپراتریس» بدل شد.
وو زتیان در نقش امپراتریس، سیاستمداری محتاط، اما حسابگر بود. با بیماری و ضعف شوهرش، او عملاً امور دولت را به دست گرفت و بهتدریج حلقههای قدرت را چنان گرداگرد خود تنید که با مرگ امپراتور، حکومت را نه به فرزندانش، بلکه به خود واگذار کرد و در سال ۶۹۰ میلادی رسماً اعلام امپراتوری کرد و دودمان تازهای به نام ژو (Zhou) بنیاد نهاد. این لحظه، لحظهای منحصر بهفرد در تاریخ چین بود؛ نهفقط از آنرو که زنی بر تخت امپراتوری تکیه زد، بلکه از آن جهت که این زن، ساختار سیاسی دیرینهی چین را به چالشی بیسابقه کشید.
دوران حکومت وو زتیان، آمیختهای از سیاستهای مترقی، اصلاحات گسترده، و سرکوب شدید مخالفان بود. او با هوش سرشار خود نظام بوروکراتیک چین را بازسازی کرد، دیوانسالاری را از وابستگی خانوادگی رهانید، و امتحانات کشوری برای گزینش نخبگان را گسترش داد. در نتیجه، راه ورود به دربار و مشاغل دولتی برای طبقات متوسط نیز باز شد و نوعی تحرک اجتماعی پدید آمد. این اقدام او نهفقط تحولی ساختاری در نظام حکومت امپراتوری چین بود، بلکه الگویی برای حکومتهای بعدی و یکی از پایههای نهادینهشدن مفهوم شایستهسالاری در فرهنگ چینی شد.
وو زتیان به علم، هنر، ادبیات و مذهب نیز توجهی خاص داشت. در دوران حکومت او، بودیسم که پیشتر مذهبی وارداتی و مورد تردید بود، شکلی رسمی و مشروع یافت و با حمایت دولت روبرو شد. او خود را «مایتریا»، بودای آینده، معرفی کرد و از این مفهوم دینی برای مشروعیت بخشیدن به قدرت سیاسی خود بهره گرفت. معابد بسیاری در سراسر چین به فرمان او ساخته یا بازسازی شد و متون بودایی به شکلی گسترده ترجمه و ترویج گردید. در عین حال، فرهنگ ادبی، بهویژه شعر، در دورهی او رونق گرفت و شاعران بزرگی چون شانگ گو ژی و هوآن ییی مورد حمایت قرار گرفتند.
اما قدرت وو زتیان، تنها در اصلاحات و حمایت از فرهنگ نهفته نبود. او در حفظ و بسط اقتدار خویش، بیرحمانه عمل میکرد. بسیاری از مخالفان، حتی اعضای خاندان سلطنتی، قربانی سیاستهای بیگذشت او شدند. دستگاه امنیتی پیچیدهای را به راه انداخت که با نفوذ در سطوح مختلف جامعه، هر گونه توطئه یا اعتراض را در نطفه خفه میکرد. این رفتارها، اگرچه موجب نفرت و بدنامی در میان برخی تاریخنگاران محافظهکار چینی شد، اما در عین حال، تأمینکنندهی ثبات در یکی از پرآشوبترین دورههای تاریخ دودمان تانگ بود.
وو زتیان نهتنها زن حاکم، بلکه سیاستمداری ماهر، اصلاحگری تحولآفرین، متفکری دینی، حامی فرهنگ، و در عین حال رهبری مقتدر و بیرحم بود. او با استفاده از ابزارهای مختلف مشروعیتسازی – اعم از نهاد دین، قدرت نظامی، دستگاه اداری، تبلیغات فرهنگی، و هوش سیاسی – توانست جایگاه خود را در بالاترین نقطهی هرم قدرت حفظ کند و در عین حال نظم موجود را نیز تغییر دهد.
پس از چند دهه حکومت، در سال ۷۰۵ میلادی، با فشار مخالفان درباری، و در پی سالهایی از بیماری و کهولت، از قدرت کناره گرفت و حکومت به دودمان تانگ بازگشت. او اندکی بعد، در همان سال، درگذشت و در آرامگاهی باشکوه به خاک سپرده شد. جالب آنکه سنگنوشتهی مزار او تهی است؛ هیچ عبارتی بر آن حک نشده است، گویی که خود یا آیندگان دانستهاند که داوری در مورد چنین شخصیتی، تنها از طریق یک سنگنوشتهی رسمی ممکن نیست. و شاید همین خاموشی سنگ، رساترین بیان زندگی پرماجرای زنی باشد که تاریخ چین را برای همیشه دگرگون ساخت.
وو زتیان را میتوان همزمان هم یک اسطورهی فمینیستی و هم شخصیتی پیچیده و بحثبرانگیز دانست. از یکسو، او شکاف میان جنسیت و قدرت را در فرهنگ سنتی چین در هم شکست و الگویی برای زنان قدرتمند در تمام طول تاریخ شد؛ از سوی دیگر، اقدامات او در سرکوب مخالفان، دروغپردازی سیاسی، و حتی اتهامهایی مبنی بر خشونتهای خانوادگی، سبب شده تا همچنان تصویر او در روایتهای تاریخی دوپاره و مبهم باقی بماند. اما آنچه مسلم است، این است که وو زتیان تنها یک پدیدهی تاریخی نیست، بلکه نمایندهی لحظهای از تاریخ است که در آن، اراده، هوش، فرصت و جسارت، در چهرهی یک زن، توانستند تاریخ را بنویسند، ساختارها را جابهجا کنند و مرزها را درنوردند.
در دوران ما، نام وو زتیان بار دیگر مورد توجه اندیشمندان، نویسندگان، هنرمندان و حتی سیاستمداران زن قرار گرفته است. آثار نمایشی، رمانها، فیلمها، و پژوهشهای تاریخی بسیاری به بررسی و بازآفرینی شخصیت او پرداختهاند؛ و هر بار، تصویری نو، زوایهای تازه و تفسیر متفاوتی از او ارائه شده است. در این بازخوانیها، وو زتیان نهتنها یک امپراتریس، بلکه پرسشی جاودانه دربارهی رابطهی جنسیت و قدرت، مشروعیت و اقتدار، اصلاح و سرکوب، و فرد و نظام تلقی میشود.
در میان هزاران سال تاریخ باشکوه و پرفراز و نشیب چین، تنها یک زن توانست به مقام «امپراتریس فرمانروا» برسد. و آن زن، وو زتیان بود. یک استثناء تاریخی، یک راز همیشگی، و یک آیینهی شگفتانگیز که تاریخنگاری مردانه را برای همیشه به چالش کشید.
از ابراز محبت و نظرات خوب شما بسیار سپاسگزاریم!
حضور شما در صفحه ادبی (فراز) به ما انگیزه میدهد تا با اشتیاق بیشتری در مسیر رشد و حمایت از ادبیات گام برداریم.
برای حمایت مستمر از فعالیتهای ادبی فراز، خواهشمندیم صفحه ما را دنبال کنید و به وبسایت رسمیمان به آدرس www.faraaaz.com
مراجعه کنید تا از آخرین اخبار و خدمات بنگاه انتشاراتی فراز مطلع شوید.
با احترام
بنگاه انتشاراتی فراز
ایمیل: support@faraaz.no
وبسایت ما:




Comments