پانزده سال قبل – اولین داستان در ادبیات افغانستان
- Baset Orfani

- Mar 21, 2025
- 3 min read

داستان پانزده سال قبل نوشته محمدهاشم شایق افندی (مخلصزاده) به عنوان نخستین داستان کوتاه افغانستان شناخته میشود. این داستان در سال ۱۳۱۱ هجری شمسی در مجله «آیینه عرفان» منتشر شد و یکی از نخستین نمونههای داستاننویسی مدرن در افغانستان به شمار میرود.
«ابتداي بهار بود. صحن حويلي ما از برف زمستان در سينه خود يادگاري داشت. دم اُرسي نشسته همراه مادرم ناشتا ميکرديم. يکبار بدون سبب آهي کشيده از جا برخاست، پس خانه رفت. صداي قفل صندوقچهاش شنيده شد. پس آمد، دستمال سفيدي [را] که يک گوشۀ آن گره داشت، به دستم داد و گفت: «بخيز، همراه نوکر از سر چوک به اين پيسه هفت تا نان بگيريد و باقي را کشمش بخريد.»
حيران شدم که امروز اين قدر کشمش و نان را چه مي کند. يک نان دو پيسه و يک چهارک کشمش دو تنگه بود.
گفتم: «اينقدر کشمش و نان را چه ميکني؟»
گفت: «تو را پيش ملا سبق ميمانم.»
دق شدم که چه کردهام؟ صورتم ترش و زرد شد.
گفتم: «گناه من چيست؟»
تبسم کرد. دست به سرم نهاد. از پيشانيام ماچ کرد، به طوري که از رايحۀ آغوش و گرمي لبهايش بوي تا حال بر مشمام و ناصيهام باقي است، بعد از آن گفت: «به سبق ماندن جزا که نيست. ميخواهم ملا شوي.»
از اين سخن به فکر افتادم. زود به يادم آمد، دو روز پيشتر دم دروازه بودم. دو نفر به دستشان کتاب از کوچه ميگذشتند. با يکديگر خوشخوش صحبت داشتند. به سر يکي لنگي سفيد، چپن سياه ستره و پاک و پيزار در پا، ديگر لنگوته نباتي، چپن کرباسي نسواري در سر و بر داشت، در پايش چه بود؟ فراموشم شده. در عقب اين فکر دوباره خوش شدم که من هم لنگوته سفيد و چپن سياه ستره و پيزار زري خواهم پوشيد. آن قواره خوشم آمده بود. به مادر خود گفتم: «کو لنگي سفيد و چپن سياه و پيزار زری.»
سخنی چند درباره محمد هاشم شایق افندی
محمدهاشم شایق افندی، با نام مستعار «مخلصزاده»، در سال ۱۲۶۶ هجری شمسی (۱۸۸۷ میلادی) در شهر مرغیلان (مرغینان) ولایت فرغانه، در منطقهای که امروزه در ازبکستان قرار دارد، به دنیا آمد. او فرزند داملا محمد یعقوب مخلص بود و در خانوادهای اهل علم و ادب پرورش یافت.
شایق افندی تحصیلات خود را در ترکیه به پایان رساند و در علوم مختلفی تبحر یافت. او حافظ قرآن کریم بود و در علوم معقول و منقول، ادبیاتشناسی، بیدلشناسی، نقد ادبی، تاریخ، علوم تربیتی و روانشناسی تخصص داشت. تسلط او بر زبانهای فارسی، ترکی و عربی بسیار چشمگیر بود و همچنین با زبان روسی آشنایی داشت.
در دورهای که امیر امانالله خان پادشاه افغانستان بود، شایق افندی به عنوان وزیر مختار و سفیر کبیر بخارا در کابل منصوب شد. با سقوط حکومت بخارا و تجاوز روسها، او از سمت خود استعفا داد و تصمیم گرفت به ترکیه برود. با این حال، دولت امانی از او دعوت کرد تا در افغانستان بماند. او این دعوت را پذیرفت و به عنوان ملتجی سیاسی در کابل اقامت گزید.
پس از اقامت در کابل، شایق افندی به عنوان رئیس دارالتألیف در وزارت معارف افغانستان منصوب شد. او همچنین سردبیری مجله «آیینه عرفان» را بر عهده گرفت که تنها مجله علمی و فرهنگی آن زمان بود.
شایق افندی به عنوان نویسنده نخستین داستان کوتاه افغانستان شناخته میشود. داستان «پانزده سال قبل» که در سال ۱۳۱۱ هجری شمسی در مجله «آیینه عرفان» منتشر شد، به عنوان اولین داستان کوتاه واقعی در ادبیات افغانستان محسوب میشود. او علاوه بر نویسندگی، در حوزه روزنامهنگاری نیز فعالیت داشت و مقالات و ترجمههای متعددی را در مجلات مختلف منتشر کرد.
شایق افندی به عنوان دانشمندی انسیکلوپدیست شناخته میشد که در حوزههای مختلف علمی و ادبی تبحر داشت. او به عنوان ادیب، شاعر، منتقد تیزبین و متخصص علوم تربیتی و روانشناسی شناخته میشد. تسلط او بر زبانهای مختلف و حافظه قویاش در حفظ قرآن کریم، نشاندهنده عمق دانش و علاقهمندی او به علوم و معارف بود.
محمدهاشم شایق افندی در سال ۱۳۳۳ هجری شمسی (۱۹۵۴ میلادی) در کابل درگذشت و میراثی ارزشمند در حوزه ادبیات و فرهنگ افغانستان از خود به جای گذاشت.
محمدهاشم شایق افندی با فعالیتهای گسترده علمی، فرهنگی و ادبی خود، نقش بسزایی در توسعه و پیشرفت ادبیات معاصر افغانستان ایفا کرد. او به عنوان پلی میان فرهنگهای مختلف و با تکیه بر دانش گستردهاش، توانست تأثیری ماندگار در تاریخ ادبیات و فرهنگ این سرزمین بگذارد.
بنگاه انتشاراتی فراز
فراز، آیینهدار فرهنگ و هنر
برای ارسال مقالات و آثار علمی خود با هدف انتشار در نشریات فراز، خواهشمندیم با آدرسهای زیر تماس بگیرید.
با ما به تماس شوید:
امیدواریم که از خواندن این مطلب لذت و بهره کافی را برده باشید. خوشحال میشویم نظرات و پشنهادات خود را در مورد مطلب فوق در بخش دیدگاهها با ما بهاشتراک بگذارید.




Comments