چگونه لغات را بهتر به حافظه بسپاریم؟
- Baset Orfani

- Apr 30, 2025
- 3 min read

در سرزمین پرهیاهوی ذهن، جایی هست که واژهها چون پرندگان مهاجر، میآیند و میروند؛ گاه در گوشهای مینشینند و نغمهای سر میدهند، و گاه بیآنکه رد پایی برجای گذارند، از خاطر میگذرند. اما آنگاه که انسان بخواهد این پرندگان را در آشیانهٔ حافظه بنشاند، نیازمند صبوری، ظرافت و دانشیست که نه تنها از هوش، که از عشق به زبان برمیخیزد.
یادگیری واژه، تنها حفظ کردن چند حرف در کنار هم نیست؛ این هنرِ پیوند زدن صدا به معنا، و معنا به تجربه است. هر واژه، جهانیست پنهان در صدفی کوچک، و آنکه میخواهد واژهها را بهراستی به خاطر بسپارد، باید دریا را بفهمد، نه تنها صدف را. واژههایی که تنها در حافظهٔ خشک جای میگیرند، همچون نقشهایی بر شن هستند، اما واژههایی که با احساس، تصویر و تجربه آمیخته میشوند، چون حکاکی بر سنگ، ماندگار میمانند.
برای آنکه واژهای در حافظه ریشه بدواند، نخست باید آن را در زمین آشنایی کاشت. شنیدن و دیدن مکررِ واژه در بافت طبیعی زبان – در دل یک جمله، در آهنگ یک ترانه، یا در چهرهٔ یک فیلم – آن را از حالت بیجان خارج میکند و به یک موجود زنده بدل میسازد. باید آن واژه را در میان داستانها پروراند، با آن جمله ساخت، با آن سخن گفت و حتی در سکوت، با آن اندیشید. واژهای که تنها یک بار خوانده شود، چون رهگذریست که چهرهاش در خاطره نمیماند؛ اما واژهای که بارها در مسیر نگاه و ذهن تکرار شود، رفیقی میشود از آنِ ذهن.
حافظه، همچون زمینیست که هر تخم را نمیپذیرد مگر آنکه خاک آن آماده باشد. آمادهسازی ذهن برای بهخاطر سپردن، نیازمند تمرکز است، نه شتاب؛ نیازمند علاقه است، نه اجبار. هرگاه واژهای تازه میآموزی، مکثی کن، به معنایش بیندیش، آن را در ذهن به تصویری بدل ساز؛ تصویری که شاید به بویی، خاطرهای یا رنگی پیوند خورده باشد. ذهن انسان تصاویر را بهتر از کلمات خالی حفظ میکند، و وقتی واژهای با تصویری درونی همراه شود، گویی در باغ ذهن ریشه زده است.
از آن مهمتر، تکرار است. اما نه تکرار کور، بلکه تکرار هوشمندانه. واژهای را امروز بیاموز، فردا بازخوانی کن، و چند روز بعد در جملهای از آن بهره بگیر. قانون حافظه این است که آنچه کاربرد نداشته باشد، محو میشود؛ پس واژهها را در گفتوگوها، نوشتهها و حتی در اندیشههای روزانه به کار گیر. گاه، نوشتن چند خط با واژهای تازه، هزار بار از خواندن فهرستی بلند، ثمربخشتر است.
اگر میخواهی واژهای را فراموش نکنی، از آن استفاده کن؛ آن را با لبهایت صدا بزن، با انگشتانت بنویس، با گوشهایت بشنو، و با قلبت درک کن. واژهها را به بازی بگیر؛ با آنها شوخی کن، آنها را به طنز یا شعر بدل ساز، آنگاه خواهند آمد و ماندگار خواهند شد.
و فراموش نکن که حافظه نیز، چون چراغی در شب، به انرژی نیاز دارد. خواب، تغذیه، آرامش روان، و تنفس از هوای زندهٔ معنا، همه و همه بر تابش این چراغ میافزایند. ذهن فرسوده، همچون کاغذی خیس است که هیچ نوشتنی بر آن پایدار نمیماند.
در پایان، شاید بزرگترین راز آن باشد که واژهها را تنها برای آزمون یا نمایش نیاموزیم، بلکه به نیّت فهمیدن جهان و گفتوگوی بهتر با خویشتن و دیگران؛ چرا که زبان، تنها ابزار ارتباط نیست، زبان خانهٔ بودن ماست. و هر واژه، دری است بهسوی افقهای نو. اگر با احترام به واژه بنگری، واژه نیز با وفاداری در ذهن تو خواهد ماند.
از ابراز محبت و نظرات خوب شما بسیار سپاسگزاریم!
حضور شما در صفحه ادبی (فراز) به ما انگیزه میدهد تا با اشتیاق بیشتری در مسیر رشد و حمایت از ادبیات گام برداریم.
برای حمایت مستمر از فعالیتهای ادبی فراز، خواهشمندیم صفحه ما را دنبال کنید و به وبسایت رسمیمان به آدرس www.faraaaz.com
مراجعه کنید تا از آخرین اخبار و خدمات بنگاه انتشاراتی فراز مطلع شوید.
با احترام
بنگاه انتشاراتی فراز
ایمیل: support@faraaz.no
وبسایت ما:




Comments